بایگانی ماهیانه: تیر ۱۳۸۴

دلگرمی لحظه‌های سرد

با رویش این گل دوباره، صحرای دل همچون گلستان می‌شود زمستان قلب من هم این چنین، همچون بهاران می‌شود آنگونه که سزاوار است، امشب را تا صبح، دست نیایش به آسمان خواهم برد، آنکس که اکنون مرا به دست فراموشی … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل تابستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ عشق یا هوس | ۵۴ پاسخ

به عنوان یک دوست

چه دوست‌های خوبی هستیم، چقدر از احوال یکدیگر با خبریم، چقدر هوای هم را داریم و چقدر به همدیگر کمک می‌کنیم، همین بود؟ یادت هست گفتم می‌خواهم دوستم باشی، نه دوست دخترم؟ یادت هست گفتی می‌خوای دوستت باشم، نه دوست … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل تابستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ عشق یا هوس | ۱۶ پاسخ

اگر٬ اگر٬ اگر…

اگر دروغ رنگ داشت شاید هر روز ده‌ها رنگین کمان در دهان ما نقش می‌بست و بی‌رنگی کمیاب‌ترین چیز بود. اگر عشق ارتفاع داشت، من زمین را در زیر پای خود داشتم. اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل تابستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ عشق یا هوس | ۶ پاسخ

گفتگو

دوست گرامی و همراه همیشگی سلام: ضمن تشکر از بازدیدهای مکرر شما، گاهی اوقات مطلبی با محتوای تشکر یا عذرخواهی ارسال می‌کنم، این بار هم ضمن تشکر می‌خواهم یک عذرخواهی هم داشته باشم، اگر فرصت نمی‌کنم که به همه شما … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بدون تصویر, خودم, فصل تابستان, گفتگو, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ عشق یا هوس | ۳۴ پاسخ

رقص من و ساز زمونه

به چه ساز تو برقصم زمونه زمونه از دست تو دل من چه خونه چه خونه تو دل منو شکستی که رفتی عزیزم تویی که برات می‌میرم نذار اشک بریزم آخه دنیای منی به کی بگم مال منی آخه دنیای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بدون تصویر, خودم, فصل تابستان, وبلاگ عشق یا هوس | ۱۴ پاسخ