بایگانی ماهیانه: آذر ۱۳۸۷

آخرین شب

من امشب سخت بیمارم٬ و در بیماریم مرگی فرو خفته٬ نگاه دیده‌ام لرزان و بی‌تاب است٬ نمی‌دانم چرا دستان اندوهم٬ کمی سرد و کمی پر التهاب٬ تن بیمار من می‌سوزد از درد فراق٬ چرا امشب چراغ خانه خاموش است٬ چرا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, دیگران, فصل پائیز, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ شهر باران | ۱۲ پاسخ