بایگانی دسته: وبلاگ یک شاخه زیتون

گر بار گران بودیم …

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این خانه ویرانه ندارد دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست آن شمع … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بدون تصویر, دیگران, فصل زمستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۱۵ پاسخ

فرسایش روح

ناگهان چه شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ کجا رفت پس؟ اصلاً چرا این اتفاق افتاد؟ مسببش کی بود؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چه شد؟ کجا رفت آن محمدی که همیشه شاد و سر حال و خندان بود، آن که همیشه همیشه همشیه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل زمستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۱۵ پاسخ

خانواده

وقتی زن و مردی با هم زندگی مشترکی را تشکیل می‌دهند، اگر همه چیز خوب پیش رود در حقیقت مقدمات تشکیل یک خانواده رو فراهم آوردن، زیاد وارد جرئیات نمی‌شوم، می‌خواهم به قسمتی از بخش عاطفی مفهوم خانواده اشاره کنم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل زمستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۳ پاسخ

آغوش

تا گرم آغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم کاشکی دلت بهم می‌گفت نقشه‌ی قلبمو داره هر کی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره یه روز یه جا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خواننده‌ها, دیگران, فصل زمستان, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۸ پاسخ

نزدیکتر از …

خوابم یا بیدارم؟ تو با منی با من! همراه و همسایه، نزدیکتر از پیرهن! باور کنم یا نه حرم نفسهاتو، ایثار تن سوز نجیب دستاتو، خوابم یا بیدارم؟ لمس تنت خواب نیست! این روشنی از توست! بگو از آفتاب نیست! … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, دیگران, فصل پائیز, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۱۶ پاسخ

مناجات

خداوندا به درستی می‌دانم، که همیشه بنده‌ی خطا کاری بوده‌ام، و می‌دانم که همیشه، به درگاه تو تنها گناه کرده‌ام و بس، ای خدایی که با این حال، همیشه و هر چه طلب کردم به من بخشیدی، به بزرگی و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل پائیز, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۴ پاسخ

در انتظار بارانی دیگر

دوباره شبی باران باریدن خواهد گرفت، بارانی نم نم با صدایی دلنواز، و من هم خواهم یافت روزی، آن را که در کنارم باشد، وقتی به دنبال لذت قدم زدن زیر بارانم، قدم بر زمین خیس بگذارد پا به پای … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل پائیز, نوشته‌های قدیمی, وبلاگ یک شاخه زیتون | ۲۵ پاسخ