بایگانی برچسب: s

معنی انتظار

به کسی که پدرش رفت و در انتظار بازگشت او نشست و او هرگز بازنگشت و هرگز بازنخواهد گشت، نگو که معنی انتظار را نمی‌داند…

ارسال شده در پدر, خودم, فصل پائیز, نوشته‌های تنهایی | برچسب‌شده , , , | پاسخ دهید:

گفتی زمستان

گفتی زمستان و دلم گرفت به یاد برف فراوان دلم گرفت دوش که در خواب ناز بودم صدای پدر نیامد و دلم گرفت پدرم رفت و دگر بر نگشت به یاد نبود پدر دلم گرفت

ارسال شده در بدون تصویر, پدر, خودم, روزانه, سالگرد, فصل زمستان, مناسبت | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , , | پاسخ دهید:

چاقو

شنیده‌اید که می‌گویند چاقو دسته خود را نمی‌برد؟ چندی پیش من و پدرم، مانند چاقویی بودیم که هرازگاهی دستهء خود را می‌برید، تیغ چاقو زبان من بود و دسته‌اش دل پدر! ولی پدر همیشه با دستهء بریده دستم را گرفت. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, روزانه, فصل بهار, نوشته‌های تنهایی | برچسب‌شده , , , , , | ۴ پاسخ

طرحی برای صلح (1)

کودک، با گربه‌هایش در حیاط خانه بازی می‌کند مادر، کنار چرخ خیاطی آرام رفته در نخ سوزن عطر بخار چای تازه در خانه می‌پیچد صدای در! شاید پدر! منبع: قیصر امین‌پور

ارسال شده در بدون تصویر, دیگران, شاعران, فصل زمستان, نوشته‌های تنهایی, نویسندگان | برچسب‌شده , , , , , , | پاسخ دهید:

عشق حقیقی

دیر زمانی نیست که بر این باور شده‌ام: که عشق تنها آسمانیست و عشق آسمانی تنها عشق خداوند است و پیامبران و ائمه بر بندگان خدا، و عشق مادر بر فرزند و شاید احساس پدر، که تنها و نزدیکترین چیز … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در با تصویر, خودم, عشق حقیقی, فصل زمستان, نوشته‌های تنهایی | برچسب‌شده , , , , , | پاسخ دهید:

آخر دنیا

انگار راست می‌گفتند، آنروز آخر دنیا بود… وقتی به پرستار گفتم دیگر نفس نمی‌کشد، فریاد زد و گفت: “مورد اورژانسی، مورد اورژانسی”، همه ریختند بالای سرش، یک ساعت تلاش مداوم، تنفس مصنوعی و دارو و … اما آخرش گفتند: “خدا … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در بدون تصویر, خودم, فصل زمستان, مناسبت, نوشته‌های تنهایی | برچسب‌شده , , , , , , , | ۴ پاسخ

پدر و مادرم …

پدر و مادرم؛ تماشای دستان چروکیده و لرزان‌تان٬ لرزه‌ها بر اندامم می‌افکند.

ارسال شده در با تصویر, خودم, فصل تابستان, نوشته‌های تنهایی | برچسب‌شده , , , , , | پاسخ دهید: